به نام يگانه حامي پرستوهاي بي آشيانه
براي همه ي آنهايي كه بي تقصيرند :
تقديم به چشم هايي كه در راه ماندند و دل هايي كه آنها را راندند , تقديم به اشك هايي كه غرورشان شكست وعهد هايي كه كسي آنها را نبست.
زندگي شيبي ست , عشق سيبي است و واي بر حال آن كه در عشق پاي بند ترتيبي ست ; و اما تو : قرار نبود آن وقت هاي تو جايشان را با اين وقت هاي من عوض كنند.قرار نبود عشق هم مثل گيلاس , بوسه , عيدي و تعطيلات تابستان اولش قشنگ باشد. قرار نبود كسي سختش باشد بگويد دوستت دارم.قرار نبود كسي به هواي نشكستن دل ديگري بماند.قرار بود هر كس به هواي نشكستن دل خودش بماند.قرار نبود هر چه قرار نيست باشد.قرار تنها بر بي قراري بود و بس.گمان نميكنم گناه من سنگين تر از نگاه تو باشد , اما يقين دارم كه كودك دلت كمتر از پيش بهانه ي لالايي هاي شعر گونه ام را مي گيرد , مهم نيست فقط يك چيز ياد همه بماند.اگر اتفاقي كه نبايد بيفتر افتاد , تنها برايت مينويسم : خودت خواستي تقصير من نبود.زير سايه ي امن ترين سايه بان هستي دلواپس دلواپسي هاي يكديگر باشيم .

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:11 بعد از ظهر  توسط ترانه
|